این بیوگرافی در سال 1979نوشته شده است و داستان شگفت انگیز زندگی هاوارد هیوز را بیان می‌کند. او خلبان، فیلم ساز، مخترع و سرمایه‌داری بود که شهرت جهانی داشت اما در مقابل این موفقیت‌ها او دارای اختلال وسواسی ترس از میکروب بود. نویسندگان این داستان دونالد بارلت (Donald Barlett) و جیمز استیل (James Steele) خبرنگاران روزنامه فیلادلفیا اینکوایرر (Philadelphia Inquirer) هستند که با همکاری هم تعدادی جایزه در زمینه روزنامه‌نگاری و گزارش‌های تحقیقاتی به دست آورده‌اند. جایزه پولیتزر (Pulitzer Prize) و تألیف کتاب‌های پرفروشی چون خیانت به رویای آمریکایی (The Betrayal of the American Dream) و شرایط حاد (Critical Condition) از موارد درخشان کارنامه این دو نفر است.

Howard Hughes Jr. was the son of a wealthy businessman and an overprotective mother.

Howard Hughes Jr. was one of the most successful entrepreneurs in American history. His story starts with his father, however, who set a very high bar for his son and namesake.

In 1895, Howard Hughes Sr. quit a cushy job in law to pursue success and fortune elsewhere. He tried to break into the mining industry in Colorado, Oklahoma and Missouri, but eventually ended up in Texas, where he began working in the oil industry.

In Texas, Hughes Sr. met and married his wife, Allene Gano, the daughter of a prominent judge. On Christmas Eve of 1905, they had their one and only son: Howard Hughes Jr.

While in Texas, Hughes Sr. partnered with Walter Bedford Sharp, a savvy local businessman. Later, when visiting oil fields in Louisiana, Hughes Sr. met a man looking to sell an idea for a drill bit that could cut through solid rock. Hughes paid the man $150 and started work on it, eventually patenting it on August 10, 1909.

Shortly after, Sharp and Hughes founded the Sharp-Hughes Tool Company, for leasing tools and their drill bits to oilmen around the world.

While Hughes Sr. was striking it rich, his son was at home discovering his interests. Hughes Jr. was a quiet and shy child who preferred solitary activities like building things or tinkering with his homemade radio.

His mother adored him, as he was her only child, and she constantly worried about his health, fretting over the slightest cough or sneeze. She was paranoid he would contract diseases she would read about in the newspaper, so she checked his teeth, feet, digestion and weight obsessively, instilling phobias in the young Hughes that he would carry for the rest of his life.

مشاهده ترجمه فارسی
 

هاوارد هیوز؛ پدری ثروتمند و مادری داشت که به شدت مراقب او بود.

هاوارد هیوز یکی از موفق‌ترین کارآفرینان تاریخ آمریکا است. داستان او با پدرش شروع می‌شود، کسی که با به دست‌آوردن موفقیت‌های بزرگ کار را برای پسرش سخت کرد.

هاوارد هیوز پدر، در سال 1895، کار بی‌درد سرش را در زمینه وکالت را کنار گذاشت و رفت که بخت خود را برای به دست آوردن موفقیت در جای دیگری بیازماید. او می‌خواست در کالورادو، اوکلاهما و میسوری وارد صنعت معدن شود اما نهایتاً از صنعت نفت تگزاس سر درآورد و همان جا مشغول به کار شد.

او با همسرش آلن گانو (Allene Gano)، دختر قاضی برجسته‌ای در تگزاس آشنا شد و ازدواج کرد. در عید کریسمس 1905، آن‌ها صاحب تنها پسر خود به نام هاوارد هیوز شدند.

هیوز پدر در تگزاس با والتر بدفورد شارپ (Walter Bedford Sharp) شریک شد که تاجر محلی زیرکی بود. بعداً هنگام بازدید از حوضه‌های نفتی لویزیانا، او مردی را ملاقات کرد که ایده‌ای در زمینه طراحی مته‌‌ای برای سوراخ کردن سنگ داشت. هیوز این ایده را به قیمت 150 دلار خرید و روی آن کار کرد و در 10 اوت 1909 این اختراع را ثبت کرد.

مدتی بعد شارپ و هیوز شرکت ابزارآلات شارپ- هیوز (Sharp-Hughes Tool) را تاسیس کردند و ابزار و مته‌هایشان را به نفت‌فروش‌‌های سراسر دنیا اجاره دادند.

وقتی هیوز پدر، درحال کسب ثروت بود پسرش در خانه به دنبال علایق خودش بود. هیوز پسر، بچه‌‌ای ساکت و خجالتی بود و فعالیت‌های انفرادی مثل ساختن وسایل‌ مختلف یا سرهم کردن رادیوی خانه‌ را ترجیح می‌داد.

مادرش به تنها فرزند خود علاقه زیادی داشت. او همیشه نگران سلامتی فرزندش بود طوری که با کوچک‌ترین عطسه یا سرفه فرزندش ناراحت می‌شد و اخم می‌کرد. او همیشه فکرمی‌کرد پسرش علائم تمام بیماری‌هایی که در روزنامه نوشته شده را دارد به همین دلیل او با وسواس دندان، پا، رژیم و وزن او را بررسی می‌کرد و با این کار بذر ترس از میکروب را برای همیشه در دل پسرش کاشت.

مشاهده متن انگلیسی
 

Hughes inherited his family’s company and became a millionaire after both his parents died suddenly.

In 1921, everything was going well for the Hughes family. Business was good and Hughes Sr. had a subsidiary company opening up in Los Angeles, where the family was now spending much of their time.

But in 1922, the family was struck by tragedy in California: Howard Jr.’s mother suddenly died from complications during a routine surgery. She was only 39 years old.

Howard Sr. was heartbroken. He couldn’t bear the death of his wife or having to break the news to his son, so it was Howard Jr.’s uncle who came to the school to tell his 16-year-old nephew that his mother had passed.

Howard Sr. fell into a deep depression and died less than two years later, on January 19, 1924, at the age of 54. He suffered a heart attack during a meeting in Houston. Eighteen-year-old Howard Jr. was now suddenly alone.

With both parents gone, Hughes inherited 75 percent of the Hughes Tool Company, so he decided to leave his studies at Rice University and devote himself fully to the business. He then convinced a Texas judge to grant him legal adulthood over a friendly game of golf.

The rest of Hughes Sr.’s family inherited the remaining 25 percent of the company. They tried to convince Hughes Jr. to stay in school, but he was determined to take over the family business, and even managed to pressure them into selling him their shares.

Howard got what he wanted from his relatives – but it came at a price. His extended family didn’t want anything to do with him afterward, and Hughes never reconnected with them again.

مشاهده ترجمه فارسی
 

هیوز بعد از مرگ ناگهانی والدینش، شرکت خانواده‌اش را به ارث برد و میلیونر شد

در سال 1921، همه چیز برای خانواده هیوز به خوبی سپری می‌شد. کسب‌وکار روند خوبی را طی می‌کرد. پدر هیوز ، در لوس آنجلس شعبه دیگری را تاسیس کرد جایی که خانواده بیشتر وقت خود را در آن‌جا می‌گذراندند.

اما در سال 1922، این خانواده در کالیفرنیا گرفتار مصیبت شد؛ مادر هاوارد ناگهان بر اثر عوارضی از جراحی معمولی در حالی که فقط 39 سال داشت، فوت کرد.

پدر هاوارد ، بسیار دل‌شکسته بود. او نمی‌توانست مرگ همسرش را تحمل کند یا این قضیه را برای پسرش بازگو کند. بنابراین عموی هاوارد پسر، به مدرسه او را رفت تا به برادرزاده 16 ساله‌اش خبر فوت مادرش را بدهد.

هاوارد پدر، بسیار افسرده شد. دوسال بعد یعنی 19 ژانویه 1924، در54 سالگی در جلسه‌ای که در هیوستون داشت بر اثر حمله قلبی فوت کرد. هاوارد پسر، در هجده‌سالگی به یک‌باره تنها شد.

‌او با مرگ والدینش 75 درصد سهام شرکت را به ارث برد، تصمیم گرفت تحصیلات‌اش را در دانشگاه رایس را کنار بگذارد و خود را کامل وقف کسب‌و‌کار کند. او در طول بازی گلف دوستانه‌ای، قاضی از اهالی تگزاس را متقاعد کرد تا به او مجوز بزرگسالی قانونی بدهد.

بقیه خانواده هیوز 25 درصد باقی‌مانده شرکت را صاحب شدند. آن‌ها تلاش می کردند که او را به دانشگاه بازگردانند. اما او مصمم بود که این کسب‌وکار خانوادگی را در دست بگیرد و حتی آن‌ها را تحت فشار قرار ‌داد تا سهامشان را بخرد.

هاوارد آنچه می‌خواست را به دست آورد ولی این کار برای او هزینه داشت به طوری که بستگان او دیگر حاضر به دیدار او نشدند و هاوارد هم هیچ‌وقت دوباره با آنان ارتباط برقرار نکرد.

مشاهده متن انگلیسی
 

Hughes’s complete devotion to his work in film cost him his first marriage.

What would you do if you were a 19-year-old who suddenly inherited millions of dollars?

Here’s what Howard Hughes did: he married 21-year-old Ella Rice on June 21, 1925, and moved to Hollywood to break into the film industry.

Rice was from a wealthy Texas family that founded the college from which Hughes dropped out. After the couple moved to Hollywood, Hughes set up a new subsidiary of Hughes Tool Co. which was devoted to film production.

Hughes’s first project was never completed, but his next two films, Everybody’s Acting (1929) and Two Arabian Kings (1927) fared well with both critics and audiences.

Hughes’s dedication to his work took a toll on his marriage, however, especially after he decided in 1927 to direct a film entitled Hell’s Angels, about World War I fighter pilots. He was so devoted to the project that he spent two years training to become a pilot himself.

Because of his acute attention to detail, it took Hughes three years to shoot Hell’s Angels. He didn’t spare any expenses, even hiring real World War I pilots and purchasing 87 authentic fighter planes. He plotted aerial sequences, reshot scenes hundreds of times and only filmed if he liked the positioning of the clouds in the sky. Hughes even piloted a few planes himself in some scenes.

Unfortunately, this meant that Hughes had little time for his personal life, and Rice left him in October of 1928. Hughes didn’t contest the divorce, and eventually finished Hell’s Angels in 1930, having spent three years and $3.4 million on the project.

His obsessive nature and desire for control wasn’t limited to film, though; Hughes would carry these same traits into his business endeavors as well.

مشاهده ترجمه فارسی
 

هیوز آن قدر خود را وقف کار در صنعت فیلم کرده بود که به ناکامی اولین ازدواجش منجر شد.

چکار می‌کردید اگر ناگهان در سن 19 سالگی میلیون‌ها دلار به ارث می‌بردید؟

این کاری بود که هاوارد هیوز کرد: او با الا رایس (Ella Rice) 21 ساله در 21 جون 1925، ازدواج کرد و به هالیوود رفت تا به صنعت فیلم‌سازی وارد شود.

رایس از خانواده‌ای ثروتمند در تگزاس بود. آن‌ها بنیان گذاران همان کالجی بودند که روزی هیوز از آن انصراف داده بود. او بعد از نقل مکان به هالیوود، شرکت تابعه جدیدی از کمپانی هیوز را تاسیس کرد که به تولید فیلم اختصاص داشت.

اولین پروژه هیوز هرگز کامل نشد،  اما دو فیلم بعدی او با نام Everybody’s Acting (1929) و Two Arabian Kings (1927) نظر مخاطبان و منتقدان را به خوبی جلب کرد.

هیوز خودش را وقف کار کرده بود و به همین دلیل مشکلاتی در زندگی زناشویی‌اش به وجود آمد به خصوص بعد از تصمیم به ساختن فیلم (1927) Hell’s Angels که درباره خلبانان جنگنده جنگ جهانی اول بود. او به شدت خود را وقف پروژه کرد به حدی که دو سال مشغول یادگیری خلبانی بود.

ساخت فیلم Hell’s Angels به خاطر توجه بیمارگونه‌اش به جزئیات ، سه سال طول کشید. او از پرداخت هیچ هزینه‌ای دریغ نمی‌کرد. حتی خلبانان واقعی جنگ جهانی اول را استخدام کرد و 78 هواپیما جنگنده واقعی خرید. او جزئیات سکانس‌های هوایی را خودش ترسیم می‌کرد، هر صحنه‌ای را تنها وقتی فیلم برداری می‌کرد که ابرهای آسمان در موقعیت دلخواه او قرار داشتند. هیوز در بعضی سکانس‌ها هم خودش هم خلبانی می‌کرد. 

متاسفانه این‌کارها به این معنا بود که هیوز وقت کمی برای زندگی شخصی خود داشت به همین ترتیب رایس او را در اوکتبر 1928 ترک کرد. هیوز با طلاق مخالفت نکرد و بالاخره فیلم Hell’s Angels را در 1930 با صرف سه سال زمان و 3/4 میلیارد دلار پول به پایان رساند.

ذات وسواسی او و تمایل به کنترل، محدود به فیلم نبود، بلکه او این صفات را در کسب‌و‌کار خود نیز داشت.

مشاهده متن انگلیسی
 

Hughes’s passion for aviation sent him on a record-breaking streak.

Critics of Hell’s Angels were quick to say that the aviation scenes were the only interesting part of the film. No one realized how far Hughes’s love of aviation would go, however.

When Hughes launched a new division called Hughes Aircraft Company, people realized that his passion for aviation was more than just a hobby. He soon began entering races, and on January 14, 1934, Hughes won his first race by nearly a full lap.

He also began to collaborate with experts from the California Institute of Technology to develop even faster planes, and eventually came up with the ultra-aerodynamic H-1. The H-1 had rivets flush to its hull, retractable landing gear and smaller wings.

After taking the H-1 for some test flights, Hughes came to believe he could beat the world speed record of 314 mph. In September of 1935, three judges, including the legendary Amelia Earhart, watched as Hughes beat the record with a speed of 354 mph.

Next, Hughes set his sights on beating the cross-continent record, and began by redesigning the H-1 to be even more streamlined and aerodynamic. He called the new model the Winged Bullet.

Hughes piloted a rough trip with the Winged Bullet on January 18, 1937, during which his radio and oxygen mask failed. He fought off the paralysis and unconsciousness caused by oxygen deprivation, managed to stabilize the cabin pressure and still beat the transcontinental record!

Despite the challenges, Hughes flew from the west coast to the east coast of the United States in seven hours, 28 minutes and 25 seconds. His record would stand for seven years.

مشاهده ترجمه فارسی
 

اشتیاق هیوز در صنعت هواپیمایی او را به سمت رکورد‌شکنی کشاند

منتقدان فیلم Hell’s Angels  گفتند که سکانس‌های پرواز هواپیماها تنها بخش‌های جذاب فیلم بودند. هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد که عشق او به صنعت هواپیمایی تا کجا می‌تواند برود.

وقتی هیوز شرکت جدیدی به نام  Hughes Aircraft Company را راه‌اندازی کرد، همه فهمیدند که علاقه او صرفا برای سرگرمی نبوده. او به سرعت وارد مسابقات شد و در 14 ژانویه 1934 و اولین مسابقه خود را با زدن تقریباً یک دور کامل برنده شد.

او همچنین با متخصصان مؤسسه فناوری کالیفرنیا برای ساخت هواپیما‌های سریع‌تر همکاری کرد و بالاخره این‌همکاری منجر به ساخت هواپیمای ‌مسابقه‌ای فوق آیرودینامیکی H-1 شد. در H-1 میخ‌های پرچ با فشار به بدنه متصل شده اند. این هواپیما دارای چرخ‌های فرود جمع شونده با بال‌های کوچکتر است.

بعد از آزمایش H-1 در چند تست پرواز، هیوز به این باور رسید که می‌تواند سرعت رکورد جهان که در آن زمان 314 مایل در ساعت بود را بشکند. در سپتامبر 1935، سه داور، از جمله املیا ارهارت (Amelia Earhart) افسانه‌ای، شکسته شدن رکورد با سرعت 354 مایل بر ساعت توسط هیوز را مشاهده کردند.  

بعداً هیوز عزم خود را برای شکستن رکورد بین قاره‌ای جزم کرد و این کار را با طراحی مجدد H-1 شروع کرد. این مدل ساده‌تر و با ویژگی‌های آیرودینامیکی بهتری طراحی شد. او مدل جدید را Winged Bullet نامید.

هیوز سفر سختی را با هواپیمای Winged Bullet انجام داد. 18 ژانویه 1937، با وجود بی‌سیم و ماسک اکسیژن خراب شده، به فلج و بیهوشی ناشی از کمبود اکسیژن غلبه کرد که در نهایت توانست فشار کابین را تثبیت کند و رکورد بین قاره‌ای را بشکند.

 هیوز با وجود چالش ها، از ساحل غربی تا ساحل شرقی ایالات متحده را در 7 ساعت و 26 دقیقه و 25 ثانیه طی کرد. این رکورد تا هفت سال شکسته نشد.

مشاهده متن انگلیسی
 

Howard Hughes became a legend when he broke the record for flying around the globe.

President Franklin D. Roosevelt personally congratulated Hughes after he broke the cross-country record – but Hughes already had an even more ambitious record in mind: being the quickest to circle the globe.

This record was held by another eccentric pilot, a one-eyed Texan named Wiley Post. Post had circled the globe in eight-and-a-half days in 1931, and Hughes was determined to beat him.

Hughes used his fortune to stock up on spare parts collected from all over the world during stopovers. He researched weather and air currents, and bought a twin-engine plane built by Lockheed that he had fitted out with state-of-the-art controls and navigation equipment.

In the end, Hughes’s flight was a great achievement, but also highly dangerous. When the plane took off from New York City at 7:20 p.m. on July 10, 1939, he damaged the rear landing strut. The plane managed to land safely in Paris 16 hours later, but needed eight hours for repairs.

Hughes landed in Moscow the next day at 11 a.m. to refuel. The press back home was already hailing him as a hero for his record-breaking speed so far.

The next morning in Yakutsk, Hughes and his four-man team encountered a serious problem. While their maps and research had suggested that the highest mountain in Siberia was 6,500 feet high, Hughes suddenly had to throttle his plane up to 9,700 feet to avoid colliding with it. Ice formed on the wings of the plane, but Hughes and his team still made it safely over the mountains.

After that, they touched down in Fairbanks, Alaska and again in Minneapolis, Minnesota. On July 14, Hughes landed in New York City at 2:37 p.m., breaking Wiley Post’s record by more than four-and-a-half days.

Hughes’s victory was celebrated with two parades: one in New York and another in his hometown of Houston, Texas.

مشاهده ترجمه فارسی
 

هاوارد هیوز با شکستن رکورد جهانی پرواز دور دنیا به فردی افسانه‌ای تبدیل شد

رئیس جمهور فرانکلین دی. روزولت (Franklin D. Roosevelt) شخصاً این موفقیت را به هیوز تبریک گفت اما او هدف بلند‌پروازانه‌‌‌تری داشت؛ این که سریع‌ترین پرواز را دور دنیا انجام دهد.

قبلاً خلبان عجیب تک‌چشم دیگری از تگزاس به نام وایلی پست (Wiley Post) این رکورد را زده بود. پست در 8 روز و نیم  در سال 1931 رکورد پرواز دور دنیا را زده بود و هیوز در صدد بود که این‌رکورد او را بشکند.

هیوز حین توقف در سفرهایش از ثروت خود برای جمع‌آوری قطعه‌های یدکی از سراسر دنیا استفاده می‌کرد. او وضعیت آب‌وهوا را دقیق ارزیابی کرد، هواپیمای دو موتوره‌ای از شرکت لوکهید (Lockheed) خرید و روی آن پیشرفته‌ترین کنترل‌‌های روز و تجهیزات ناوبری را نصب کرد.

در آخر گرچه این پرواز ریسک بالایی داشت اما به دستاوردی منحصر به فرد تبدیل شد. وقتی هواپیما از نیویورک در ساعت 7:20 شب در 10 جولای 1939 بلند شد قسمت عقب هواپیما آسیب دید. طبق برنامه بعد از 16 ساعت هواپیما در پاریس فرود آمد اما به 8 ساعت زمان برای تعمیر نیاز داشت.

هیوز روز بعد ساعت 7 صبح در موسکو برای سوخت‌گیری فرود آمد. مطبوعات از او به عنوان قهرمان برای شکستن این رکورد سرعت یاد کردند.

صبح روز بعد در یاکوتسک، هیوز و چهار مرد تیم همراهش با مشکلی جدی مواجه شدند. بررسی‌های نقشه‌های آن‌ها نشان داده بود که بلندترین کوه در سیبری 6500 فوت ارتفاع دارد اما هیوز ناگهان مجبور شد هواپیما را تا ارتفاع 9700 فوت بالا ببرد تا با کوه برخورد نکند. بال‌‌های هواپیما یخ زد اما هیوز و همکارانش توانستند به سلامت از کوه‌ها عبور کنند.

سپس آن‌ها در فیربنکس، آلاسکا و در مینیاپولیس ، مینسوتا فرود آمدند. در 14 جولای، هیوز ساعت 2:37 شب در نیویورک فرودآمد و رکورد ویلی پست را با طی کردن چهار روز و نیم بهبود داد.

پیروزی هیوز با دو رژه جشن گرفته شد؛ یکی در نیویورک و دیگری در زادگاهش هیوستون، تگزاس.

مشاهده متن انگلیسی
 
 

 Hughes’s wartime ambitions during World War II led to two unusual projects: the XF-11 and the H-K 1.

Hughes was now a world-renowned aviator and looking to push his company even further forward. He just needed a new source of funding to developing and build more planes, and during World War II he found it: the US government.

Hughes secured a manufacturing contract for a long-distance spy plane he called the XF-11.

In 1943, he managed to convince Elliott Roosevelt, Air Force Colonel and the son of the US president, to get the military to put $43 million toward building 100 XF-11s. By the time the war ended, however, Hughes had only built two. The project was subsequently abandoned.

The plane also had a faulty propeller that caused a near-fatal crash when Hughes took it for a test flight. As part of his recovery treatment, Hughes was given morphine, marking the beginning of what would become a lifelong addiction to painkillers.

Hughes’s next manufacturing project took shape after he met a charismatic man named Henry J. Kaiser. Kaiser had revolutionized the boating industry by mass-producing 10,000-ton ships in little over a month – ships that usually took over a year to produce.

Unfortunately, German U-boats were still destroying ships faster than Kaiser could manufacture them. So he came up with a new idea: a flying boat that could lift troops and cargo over the water, thus avoiding submarines.

The government was skeptical of the idea but still wanted to see what Kaiser would come up with. So Kaiser got in touch with Hughes and won him over with his charm.

Hughes had a condition, however: he wanted full control over the design. Metals were in short supply because of the war, so he went for the duramold construction process: a technique based on bonding thin strips of plywood together.

The project was named the H-K 1, and it would be troubled from the start.

مشاهده ترجمه فارسی

 

جاه‌طلبی‌های هیوز در زمان جنگ جهانی دوم منجر به دو پروژه غیرعادیXF-11  و H-K 1 شد.

او که اکنون هوانورد خلبان مشهور جهانی بود، در نظر داشت شرکت‌اش را گسترش دهد. او دنبال منابع مالی جدیدی بود تا بتواند هواپیما‌های بیشتری بسازد که در جنگ جهانی دوم دولت ایالات متحده این منبع را تامین کرد.

هیوز قرار داد تولید هواپیمای جاسوسی از راه دور به نام XF-11 را برنده شد.

در 1943، او الیوت روزولت (Elliott Roosevelt) پسر رئیس جمهور وقت آمریکا که سرهنگ نیروی هوایی بود را متقاعد کرد تا 43 میلیون دلار بودجه نظامی به ساختن 100 هواپیما XF-11 اختصاص داره شود. در پایان جنگ هیوز فقط دو هواپیما ساخته بود و این پروژه متعاقباً رها شد.

این هواپیما همچنین پروانه‌ی معیوبی داشت که نزدیک بود جان هیوز را در پرواز آزمایشی به خطر اندازد. او مجروح شده بود و در طول دوره درمان، به او مورفین داده شد و این نقطه آغازی بود که تمام عمر به دارو‌های مسکن معتاد شود.

پروژه تولیدی بعدی هیوز بعد از آشنایی مردی کاریزماتیک به نام هنری جی. کایزر (Henry J. Kaiser) شکل گرفت. کایزر با تولید انبوه ده هزار تن کشتی در کمتر از یک ماه انقلابی در صعنت کشتی‌سازی ایجاد کرده. ساخت این کشتی‌ها به طور عادی به دست کم یک سال زمان نیاز داشت.

متاسفانه، با وجود سرعت بالای کایزر در تولید کشتی‌ها باز هم سرعت تخریب زیردریایی‌های آلمانی بیشتر از او بود. به همین دلیل ایده‌ ساخت قایقی پرنده که بتواند سربازان و محموله‌ها را به دور از خطر زیردریایی‌ها به آن طرف دریا ببرد، به فکر او رسید.

دولت به این ایده خوش‌بین نبود اما می‌خواست ببیند کایزر چه می‌کند. به این ترتیب بود که کایزر با هیوز دوست شد و او را مجذوب خودش کرد.

هیوز براساس موقعیتی که داشت می‌خواست طرح، تحت کنترل کاملش باشد. ذخیره فلزات به خاطر جنگ کم بود به همین دلیل هیوز به سراغ فرایند ساخت و ساز دورامولد (duramold) رفت که تکنیک آن به این صورت است که نوارهای نازک تخته سه‌لا را به هم وصل می‌کند.

این پروژه H-K 1 (‌ هرکول) نام گرفت که در آغاز به نظر می‌رسید با مشکل همراه باشد.

مشاهده متن انگلیسی
 

Because of the Spruce Goose, Trans World Airlines and his military contracts, Hughes found himself at the center of a Senate investigation.

Perfectionism is a trait that can lead people to accomplish great feats. But it can also prove to be a major stumbling block.

The Hercules project ended up being costly and slow, thanks to Hughes’s perfectionism; he wanted to oversee every single aspect of its construction. Moreover, the duramold process was a lengthy one: a 200-ton plane with a wingspan of over 100 yards took years to build.

Hughes wasn’t able to finish the Hercules project before the end of the war. At a cost of over $20 million for just one prototype, the US press dubbed it “The Spruce Goose.”

Hughes hated the nickname, but it soon became the least of his worries. As soon as the war ended, the National Defense Program, as well as its expenses related to Hughes, became the subject of a Senate hearing.

But there were ulterior motives afoot. The investigation into the National Defense Program was headed by Senator Ralph Owen Brewster, an associate of Pan American World Airways, or Pan Am.

Hughes had been buying up Trans World Airlines, or TWA, stock since 1939, and just before the investigation was launched, TWA had been granted federal approval to fly overseas – which would cut into Pan Am’s business.

Hughes realized that Brewster might be biased, so he leveraged his press connections and had several articles detailing Brewster’s Pan Am dealings published. When the hearing began on July 28, 1946, Hughes treated the highly publicized spectacle like a farcical nonevent, much to the delight of the 1,500 people who attended. During a break in the hearings, he even personally flew the Hercules for a mile just to prove he could.

The hearings came to an uneventful close in November of 1946. Nothing came of the investigation, and no charges were pressed.

مشاهده ترجمه فارسی
 

پای هیوز به خاطر پروژه هرکول، شرکت هواپیمایی Trans World Airlines و قراردادهای نظامی‌اش به دایره تفحس سنای آمریکا باز شد.

کمال‌گرایی صفتی است که می‌تواند منجر به کسب نتیجه‌های خوبی در افراد شود. همچنین می‌تواند موانع بزرگی به وجود آورد.

به خاطر کمال‌گرایی‌های هیوز پروژه هرکول بسیار پرهزینه و آرام پیش می‌رفت؛ او می‌خواست که بر تک‌تک جنبه‌های ساخت وساز نظارت کند. علاوه برآن فرایند دورامولد طولانی‌ بود و ساخت این هواپیمای 200 تنی  با طول بال بیش از 100 یارد سال‌ها طول کشید.

هیوز نتوانست پروژه هرکول را تا قبل از پایان جنگ تمام کند. بیش از 20 میلیون دلار فقط برای ساخت نمونه اولیه خرج شد و مطبوعات ایالات متحده به پروژه لقب غاز صنوبر (Spruce Goose) دادند.

هیوز از این لقب منتفر بود اما کمی بعد این مسئله تبدیل به کوچک‌ترین نگرانی او شد. به محض این که جنگ به اتمام رسید،  برنامه دفاع ملی (the National Defense Program) و همچنین هزینه‌های مربوط به هیوز ، موضوع تحقیق و تفحس مجلس سنا شد.

اما در این تحقیقات، کمی انگیزه‌های پنهانی نیز وجود داشت. سناتور رالف اوون بروستر (Ralph Owen Brewster) که وابسته به شرکت هواپیمایی Pan Am بود طرح تحقیقات برنامه دفاع ملی را برعهده گرفته‌بود.

هیوز از 1939 شروع به خرید سهام شرکت Trans World Airlines (TWA) کرده بود و دقیقاً قبل از شروع تحقیقات، TWA اجازه فدرال را برای پرواز برون‌مرزی از کشور دریافت‌کرده بود که این تصمیم به ضرر شرکت هواپیمایی Pan Am تمام می‌شد.

هیوز حدس زد که شاید بروستر مغرضانه این تحقیقات را انجام می‌دهد. او از ارتباط خود را با مطبوعات استفاده کرد و چند مقاله از زد و بند بروستر را با شرکت هواپیمایی ‌ Pan Am افشا کرد. وقتی جلسه رسیدگی در 28 جولای 1946 آغاز شد، برخلاف تبلیغات زیاد او طوری رفتار کرد که انگار اتفاقی رخ نداده است. این کار به مزاق 1500 نفری که شرکت کرده بودند خوش آمد. حتی در طول استراحت جلسه، او شخصاً هرکول را برای اثبات توانایی خود به پرواز در آورد.

در نوامبر 1946 جلسات بی‌نتیجه به پایان رسید. تحقیقات به نتیجه نرسید و در نتیجه اتهام هیچ متهمی ثابت نشد حکمی نیز علیه آن‌ها صادر نشد.

مشاهده متن انگلیسی
 

!داستان تموم نشده ادامش رو اینجا دنبال کنید.

فاطمه محمدی

من فاطمه محمدی هستم. دیپلم رشته ادبیات و علوم انسانی دارم. از سال 1396 وارد دانشگاه شدم و درحال تحصیل در مقطع کارشناسی جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری دانشگاه اصفهان هستم. به ترجمه و نویسندگی علاقه زیادی دارم و اکنون در مجموعه آقای مترجم به عنوان کارشناس تولید محتوا فعالیت می‌کنم.

ارسال یک نظر